حبه قندحبه قند، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

شاهزاده کوچولو

اولین دیدار

وقتی که 6  هفته بودی رفتم سونو گرافی , هنوزم توی ناباوری بودم فکر میکردم همه چیز شوخیه به دکتر گفتم اصلا اون تو چیزی میبینید خانم دکتر صفحه مانیتورو چرخوند به طرفم گفت بــــــــــــــــــــــله نگاش کن اینجاست مثل هسته تمر هندی وسط عکس سونوگرافی بودی دکتر اسپیکر دستگاه روشن کردو صدای پیتکو پیتکو قلبت اتاقو گذاشت روی سرش من که چشمام پر اشک بود قربون صدقت رفتمو از خانم دکتر پرسیدم دختره ؟ خندید گفت از الان که معلوم نیست گفتم یعنی گوشواره هاش را نمیبینید؟ وقتی از اتاق سونو اومدم بیرون دقیقا بابا سوال منو پرسید که اصلا چیزی تو دلم بود یه نه منم عکستو که تو دستم بود نشونت دادم و گفتم دی ری ری رین اینم کنجد کوچولو...
26 ارديبهشت 1391

روز پدر

خدایا....... بالاتر از بهشت هم داری؟؟؟؟ برای زیر پای پدرم میخواهم !!! "پد رم روزت مبـــــارک" واقعا از احساسات پدرانه بابا خبر ندارم تا برات بگم باید صبر کنی و خودت بیایی و ببینی دیشب بابا از مسافرت برگشت و برات اولین هدیه و اولین سوغاتیو اورد طفلک کل شهر و زیر پا گذاشته بود تا یه چیزی برات پیدا کنه فقط نمی دونم چه جوری سونوگرافی کرده و فهمیده تو یک دختری     خیلی دلم برت تنگ شده همین روزاست که دوباره می تونم ببینمت برات ارزوی سلامتی می کنم ...
26 ارديبهشت 1391

هدیه غیر منتظره

 بی بی چکو که زدم بی توجه بهش از دستشویی اومدم بیرون چند ساعت بعد که رفتم مسواک بزنم چشمم افتاد بهش یادم افتاد جوابشو چک نکردم برام اصلا مهم نبود چون مطمئن بودم منفیه  وقتی نوارو تو دستم گرفتم با کمال ناباوری چشمم 4تاشد دو تا خط صورتی پر رنگ پر رنگ بازم باورم نشد گفتم شاید دارویی جیزی خوردم که باعث شده جواب مثبت بشه   زنگ زدم به بابا چون خیلی شوکه شده بودم باورم نمیشد موضوع رو بهش گفتم نمیدونست چیکار کنه حس کردم اونم مثل  فکر میکرد که یه اشتباهی شده فرداش که اومد یه بی بی چک جنس خوب مطمئن تر گرفت بازم تست کردم در عرض چند یک دهم ثانیه جواب مثبت شد از این سرعت خند م گرفت خنده به لب درحالی کیت ازمایش دستم ...
4 ارديبهشت 1391
1